طعم خوش یک سیب بنفش

متن مرتبط با «نیمه شب ها در خیابان» در سایت طعم خوش یک سیب بنفش نوشته شده است

آنچه باید درباره قهر کردن... بدانید

  • نیلوبلاگ

    قهر کردن... موضوع «قهر کردن...» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. یک زن گاهی قهر میکند نه برای اینکه نازش را بخری...برای این قهر میکند که تو یادت بیافتد وقتی صدایش نیست, وقتی آن سکوت لعنتی میپیچد توی هزارتوی ذهنت, وقتی نمیخندد زندگی چیزی کم دارد, وقتی عطر تنش را توی آ...

    ادامه مطلب
  • ما زن ها... در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    ما زن ها... در ادامه، هر آنچه باید درباره «ما زن ها...» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. #فاطمه_صابری_نیا...

    ادامه مطلب
  • ما زن ها...

  • نیلوبلاگ

    ما زن ها درد های مشترکی داریم....همه یِ مـا یک روز دمِ یک مهمانیِ بزرگ لباسمان را گم کرده ایم، ناخنمان شکستـه و یک غم هایِ کوچکِ خانومانه ای دلمان را لرزانده است....همه یِ یک شب هایی را تا صبح گـریه کرده ایم و صبح "بد خوابیده ام" جوابِ تکراریِ همه یِ ما بوده به سوالِ "چـرا چشمهایت ورم کـرده است؟"...ما زن ها درد هایِ مشترکی داریم....همه یِ ما یک شب هایی را منتظر مـردی مانده ایم که حواسش هیـچ به بودنِ ما نبوده است....یک وقت هایی"تنهایم بگذار" هایی گفته ایم که از تهِ دلمان نبوده... اما واقعـا تنها گذاشته شدیم....همه یِ مارا یک روز مـردی، تویِ بدترین شرایط رها کـرده است....و مـا زورمان که به دنیا نرسیده است، فقـط موهایمان، این لعنتی هایِ اضافه را به قیچی تقدیم کرده ایم....ما زن ها درد هایِ مشترک...

    ادامه مطلب
  • معشوقه شعرها...

  • نیلوبلاگ

    هنوز آنقدر عاشقیکه حتی وقتی به من فکر می کنیشعرهایتبوی مرا می گیرند... پس بگذار معشوقه ات بمانم ؛شب هابه دفترت بیایم و شاعرت کنمو روزهادرتب و تاب آشپزخانه ام تَه بگیرم ... من به همین هم راضی ام که بگذاریدر خانه ی کوچک شعرهایت" خانومی" کنم ... مینا آقازاده...

    ادامه مطلب
  • چشمهایم...

  • نیلوبلاگ

    خدا بعضی ها رااز چشمهايشان آفریدهاول چشمهای مرا آفریده مثلابعد زل زده توی مردمکهایمو با خودش گفتهباید چیزی شبیه باران بیافرینمکه دست از سر این دو تا دایره ی محزون برندارند!بعدبرای چشمهایم صورتی کشیدهدستپاقلبو گفته این آدم حتما باید زن باشدابْر مونثیکه یک عمر بباردگاهیسر بر شانه ی کوهیو گاهیدر عمق تنهایی......

    ادامه مطلب
  • نیمه شب ها...

  • نیلوبلاگ

    نیمه شب هاپیام دادن به زن عاشق آداب دارد؛اگر روی گفتن حرف عاشقانه ای را نداریپیام نفرست..!آن ساعت شب،اون فقط کسی را می خواهدکه با جرات بگوید؛با من ، به هیچ گذشته ای فکر نکن.. ...

    ادامه مطلب
  • آن روزها...

  • نیلوبلاگ

    بچه که بودم"پاییز"با روپوش سرمه ای از راه می رسید.بزرگتر که شدم،پسر همسایه بودسربازی که اسمم راتوی کلاهش نوشته بودمادرش می گفت:گروهبان جریمه اش کرده که هفت شب کشیک بدهد آن وقتها دوستت دارم را نمی گفتندکشیک می دادند... ...

    ادامه مطلب